آیا درست است که به نقل از کتاب بحارالانوار میگویند مختار سنان ابن انس را دست وپا برید و درروغن داغ انداخت؟

 

 

در ابتدا اشاره به چند نكته در اين باره شايان توجه است:
1. آنچه ملاك ارزش گذاري و الگوگيري است، جنگ هايي كه توسط خود پيامبر(ص) و امامان(ع) اداره مي شده است لذا جنگ هايي كه توسط ديگران انجام مي گرفت معيار درستي نيست. اگر چه از برخي جهات مورد تأييد بوده اما اگر خطايي انجام گرفته بديهي است كه مورد تأييد نيست.
2. مقوله حركت انتقامي و قصاص از مقوله جنگ و دفاع جداست. با توجه به آنچه كه گفته شد تأييد مختار دليل بر آن نيست كه تمام رفتارهاي او مورد تأييد بوده و لازم الاجرا بوده زيرا اگر چنان حركتي لازم الاجرا بود خود امام قيام را انجام مي داد و يا حداقل خود و يا اطرافيانش را در آن قيام شركت مي داد. علاوه بر اينكه قيام مختار جنبه انتقام و قصاص داشت. چنان كه اگر كسي چشم كسي را كور كند او مي تواند به دستور دادگاه چشم جنايتكار را كور كند. و اين رفتار يا مثله كردن كه طرف مقابل سابقه جنايت ندارد، متفاوت است.
براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطلب زير جلب مي كنيم:
قيام مختار بن ابي عبيد ثقفي مورد تأييد امامان شيعه و علماي شيعه است.(1) و از ديدگاه برخي از علما شيعه، مختار مورد نكوهش شده است و اين نكوهش نه به خاطر قيام و قتل قاتلان امام حسين(ع) است بلكه علت ديگري موجب اين نكوهش شده است ولي روي هم رفته، مختار و قيامش مورد تأييد امامان شيعه است و علماي شيعه هم بر اساس راهنمايي هاي امامان او را تمجيد كرده اند. و درباره داستان مثله كردن قاتلان امام حسين(ع) بايد گفت: اسحاق بن حوبه، اخنس بن مرشد، حكيم بن طفيل، عمرو بن صبيح، رجاءبن منقذ، سالم بن خيمه، واخط بن ناعم، صالح بن وهب، هاني بن ثبيت، و اسيد بن مالك پس از آنكه امام حسين(ع) را كشتند، آنقدر با اسب هاي خود بر بدن امام حسين(ع) تاختند كه بدن امام حسين(ع) تكه تكه شد و بدن شهداي ديگر را هم چنين كردند. اولين گروهي كه مختار آنها را به كيفر رساند، اين ده نفر بودند. اين ده نفر را به پشت خواباندند و زمين كوب كردند و پس از آن با اسب آنقدر بر آنها تاختند تا به هلاكت رسيدند و پس از آن بدنهايشان را با آتش سوزاندند.(2) اين كيفر درست مطابق مقررات است. تو بر بدن امام اسب دواندي مختار هم بر بدن تو اسب دواند. كجاي اين خلاف مقررات است. حتي اسب دواندن بر بدن اين ده نفر كم است و بايد مجازاتي سخت تر از اين در نظر مي گرفتند. اين مثله هم نيست و درست برابر مقررات است. بجدل بن سليم روز عاشورا براي غارت انگشتر اما حسين(ع) دست آن حضرت را بريد و مختار دستور داد دست و پاي او را بريدند و به اين شكل مرد. آيا اين كيفر،‌ نامناسب است؟! يا صد درصد برابر مقررات است. دست بريدي، دستت را مي برند.(3)كسي كه انگشت امام را مي برد، آيا بايد دست نوازش به سر او بكشند يا بايد انگشت او را ببرند؟! اگر كسي انگشت تو را ببرد، در برابر بريدن انگشت او دلسوزي مي كني؟! ترحم بر پلنگ تيز دندان نادرست است. قاتلان امام حسين(ع) زشتكارترين و پليدترين موجودات روي زمين بودند و هر گونه كيفري براي آنان كم است و اگر آنان هزاران جان داشتند و هزار با كشته مي شدند، باز هم كم است. تو چون زشتي و پليدي آنها را نديدي نمي تواني تصور كني كه آنان تا چه حد پست بودند. روز عاشورا پس از كشتن امام حسين(ع) خيمه ها را آتش زدند و در داخل خيمه ها افرادي از اين آتش صدمه ديده اند و چنين نيست كه به هيچ كس آسيبي نرسيده باشد. حالا اگر آتش زننده هاي خيمه ها را آتش بزنند، صد درصد كيفر مناسب و كار قانوني است و ربطي به مثله ندارد. آنان امام حسين(ع) را كشتند و همه فاميل ها و خويشان اين اسيران را كشتند و خود اين اسيران را آتش زدند و حالا مختار چطور مي تواند به آنها رحم كند بلكه بايد آنها را آتش بزند و چاره اي جز اين نيست. ما كه از دور نگاه مي كنيم نمي توانيم بفهميم كه آنان چه كردند. يكي از قاتلان امام حسين(ع) سنان بن انس است. روز عاشورا سنان با چند نفر ديگر در آن حال كه امام حسين(ع) هنوز زنده بود و زخم زيادي برداشته بود و ديگر توان جنگ نداشت، به طرف خيمه هاي امام حسين(ع) هجوم بردند. امام حسين(ع) با انگشت خود به آنها فهمانيد كه تا من زنده ام به خيمه ها كار نداشته باشيد و عمر بن سعد مانع حمله به خيمه ها شد. پس از آن سنان به نزد امام حسين(ع) آمد و چند ضربت نيزه و شمشير به سينه امام حسين(ع) زد و امام روي زمين افتاد. سنان به خولي گفت: سر حسين را از بدن جدا كن! خولي نتوانست سر امام را از بدن جدا كند و سنان خود سر امام حسين(ع) را از بدن جدا كرد و به خولي داد. سنان نزد عمربن سعد رفت و ماجرا را به او گفت. عمر بن سعد گفت: اگر عبيدالله بفهمد تو چنين كردي گردنت را مي زند.(4) حالا با اين سنان چه بايد كرد؟ او قاتل اصلي امام حسين(ع) است و سر امام را از بدن جدا كرده، و قصد حمله به خيمه ها را داشته، حالا با اين بايد چه كرد؟ سنان از كوفه فرار كرد ولي در قادسيه دستگير شد. سنان را دست بسته نزد مختار آوردند. مختار دستور داد اول انگشتان او را قلم كردند، سپس دو دستش را بريدند، دو پايش را هم قطع كردند، و پس از آن در ديگ روغن زيتون جوشانده شده، انداختند و به اين صورت مرد.(5) توجه داشته باشيم كه اگر انگشتان و دستان و پاهاي او را بريده اند اين به اين خاطر است كه اين فرد در عاشورا مرتكب اين جنايت شده است گر چه در كتاب هاي تاريخي همه اين موارد نيامده باشد. جنايات كامل اين افراد در كتابهاي تاريخي به صورت كامل ثبت نشده است و گرنه جنايات اين افراد بيش از اينها بود. اينها كيفرهاي قانوني اين افراد است و در دوزخ، خداوند متعال آخرين عذابها را در حق ايشان اعمال خواهد كرد. يكي از قاتلان كربلا حرمله است. حرمله، علي اصغر-بچه شش ماهه امام حسين(ع)- را در بغل امام حسين(ع) با تير مسموم كشت و امام حسين حرمله را نفرين كرد و امام سجاد(ع) درباره حرمله نفرين كرد و به خدا عرضه داشت: «اللهم اذقه حر الحديد؛ اللهم اذقه حر النار»؛ خدا سوزش تيغ و آتش را به او بچشان. حرمله را دستگير كردندو نزد مختار آوردند. اول دو دست او را زدند. با اين دو دست تيراندازي كرده بود و با اين دو دست كشته بود بچه شيرخوار را، آن هم در بغل پدر و در كنار مادر. با همين دستها قلب امام حسين(ع) را با تير زد و نيز با همين دستها چشم ابوالفضل را با تير زده بود. اين دستها مرتكب چنين جناياتي شده بود. سپس مختار دستور داد دو پايش را هم بريدند و پس از آن جسد بدون دست و پا را در آتش اندختند. و به اين ترتيب نفرين امام سجاد درباره حرمله قبول شد و خداوند عذاب آتش اين دنيا را به او چشاند. اين اعمال، مثله نيست بلكه مطابق مقررات است و ربطه به مثله ندارد. اينكه گفته مي شود مثله درست نيست اين است كه دو نفر مانند حضرت علي(ع) و عمروبن عبدود با هم مي جنگند و حالا حضرت علي(ع) او را كشت. ديگر درست نيست كه حضرت علي(ع) بدن عمرو را تكه تكه بكند.(6)

 

____________________________________________________________________________________________________________________________________________

پی نوشت ها:
(1) براي آگاهي بيشتر در اين باب به الغدير، ج دوم، ص343 چاپ اسلاميه، مراجعه كنيد.
(2) ماهيت قيام مختار، نوشته سيد ابوفاضل رضوي اردكاني ص471.
(3) همان، ص472.
(4) همان، ص475.
(5) همان، ص476
(6) براي آگاهي كامل درباره قيام مختار و كيفيت انتقام به كتاب ماهيت قيام مختار مراجعه كنيد.