آیا این سخن خداى متعال که مى فرماید: «بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم»، با اختیار منافات دارد؟

 

پاسخ اجمالی
این تعبیر مانند سخن نجارى است که می گوید: چوب ها را برای تهیه درب و سوزاندن جمع آوری کرده ام و تمام سعی او این است که از تمام آنها درب بسازد. در مورد انس و جن هم وقتی به آیات دیگری مانند: «جن و انس را برای عبادت خلق کرده ام» و... رجوع می کنیم، می بینیم که هدف اصلی خداوند، رسیدن همه انسانها به سعادت است چرا که اسباب سعادت را در اختیارشان گذاشته؛ اما گروهى با اعمال خویش، خود را نامزد دوزخ مى کنند، و گروهى خود را با اعمالشان، نامزد بهشت مى سازند.

 


پاسخ تفصیلی
خداى متعال در آیه179 سوره«اعراف» مى فرماید: (ما بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم)؛ «وَ لَقَدْ ذَرَاْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الاِنْسِ.»
ذَرَاْنا از ماده ذَرْء (بر وزن زرع) در اصل، به معنى خلقت، آفرینش، ایجاد و اظهار است، ولى ماده ذرْو (با واو) به معنى پراکنده ساختن است. چنان که در قرآن مى خوانیم: «تَذْرُوهُ الرِّیاحَ»؛(بادها آن را پراکنده مى کنند)(1)
و این دو ماده را نباید با هم اشتباه گرفت و آنچه در اینجا آمده، از ماده اول است.
در هر حال، اشکال مهمى که در اینجا پیش مى آید این است: چگونه خداوند مى فرماید: «ما بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم؟»
مگر نه این است که: در جاى دیگر مى خوانیم: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدُونِ»،(2) که مطابق آن همه جنّ و انس تنها براى پرستش خدا و ترقى و تکامل و سعادت آفریده شده اند.
به علاوه، این تعبیر بوى جبر در آفرینش و خلقت مى دهد و به همین جهت بعضى از طرفداران مکتب جبر، همچون فخر رازى براى اثبات مذهب خود با آن استدلال کرده اند.
ولى اگر آیات قرآن را کنار هم قرار داده مورد بررسى قرار دهیم و گرفتار استنباط هاى سطحى و زودگذر نشویم، پاسخ این سوال، هم در خود آیه نهفته شده و هم در آیات دیگر به وضوح دیده مى شود به طورى که محلى براى سوء استفاده افراد باقى نمى گذارد؛ زیرا:
اولاً ـ این تعبیر درست به آن مى ماند که شخص نجارى بگوید: قسمت زیادى از این چوب هایى را که فراهم ساخته ام براى تهیه درهاى زیبا است و قسمت زیاد دیگرى براى سوزاندن و افروختن آتش، چوب هایى که صاف و محکم و سالمند در قسمت اول مصرف مى کنم، و چوب هاى ناصاف و بد قواره و سست و تکه پاره را در قسمت دوم.
در حقیقت نجار دو گونه هدف دارد، یکى هدف اصلى و دیگرى هدف تبعى.
هدف اصلى او ساختن در و پیکر و ابزار خوب است و تمام کوشش و تلاش او در همین راه مصرف مى شود، ولى هنگامى که ببیند چوبى به درد این کار نمى خورد، ناچار آن را براى سوزاندن کنار مى گذارد، این هدف تبعى است نه اصلى (دقت کنید).
تنها تفاوتى که این مثال با مورد بحث ما دارد این است که: تفاوت چوب ها با یکدیگر اختیارى نیست، ولى تفاوت انسان ها بستگى به اعمال خودشان دارد و در اختیار خود آنها است.
بهترین گواه براى این سخن، صفاتى است که براى گروه جهنمیان و بهشتیان در آیات قرآن مى خوانیم که نشان مى دهد اعمال خودشان سرچشمه این گروه بندى مى باشد.
و به تعبیر دیگر خداوند طبق صریح آیات مختلف قرآن، همه را پاک آفریده و اسباب سعادت و تکامل را در اختیار همگى گذاشته است.
ولى گروهى با اعمال خویش خود را نامزد دوزخ مى کنند و سرانجامشان شوم و تاریک است، و گروهى با اعمال خود، خود را نامزد بهشت مى سازند و عاقبت کارشان خوشبختى و سعادت است.(3)

 

____________________________________________________________________________________________________________________________________________
پی نوشت ها:
(1). سوره کهف، آیه 45.
(2). سوره ذاریات، آیه 56.
(3). گردآوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و دوم، ج 7، ص 31.